۲۰ اشتباه دیپلماتیک و سیاسی برتر
یک جمله اشتباه یا یک معاهده بد مذاکره شده میتواند جنگها را آغاز کند یا ملتها را ویران کند. در اینجا ۲۰ خطای دیپلماتیک و سیاسی آورده شده است که مسیر تاریخ را تغییر دادند.
۱. معاهده ورسای (۱۹۱۹)
شرایط تحقیرآمیزی که پس از جنگ جهانی اول بر آلمان تحمیل شد، کینههایی را ایجاد کرد که مستقیماً به ظهور هیتلر و جنگ جهانی دوم منجر شد. اشتباه: تمایل به انتقام بر ثبات بلندمدت غلبه کرد.
۲. سیاست "سازش" (Appeasement) - مونیخ ۱۹۳۸
چمبرلین منطقه سودت را به هیتلر واگذار کرد به امید صلح ("صلح برای زمان ما"). این فقط هیتلر را تشویق کرد. اشتباه: این باور که میتوانید یک دیکتاتور متجاوز را با امتیازات ارضی آرام کنید.
۳. تلگرام زیمرمن (۱۹۱۷)
آلمان به مکزیک پیشنهاد اتحاد علیه ایالات متحده را داد. پیام توسط بریتانیاییها رهگیری شد. اشتباه: یک مانور دیپلماتیک ناشیانه که ورود ایالات متحده به جنگ علیه آلمان را اجباری کرد.
۴. پیمان مولوتوف-ریبنتروپ (۱۹۳۹)
استالین فکر میکرد که پیمان عدم تجاوز با هیتلر به او زمان میدهد. در واقع، این پیمان به آلمان اجازه داد بدون نگرانی از جبهه شرقی اولیه حمله کند. اشتباه: اعتماد به حرف یک دشمن ایدئولوژیک.
۵. فروش آلاسکا (۱۸۶۷)
روسیه آلاسکا را به مبلغ ۷.۲ میلیون دلار به ایالات متحده فروخت، با این باور که زمینی بیفایده است. بعدها طلا و نفت کشف شد. اشتباه: دستکم گرفتن پتانسیل استراتژیک و منابع یک قلمرو.
۶. تصمیم برگزیت (۲۰۱۶)
صرف نظر از موضع سیاسی، مدیریت رفراندوم و عدم وجود یک برنامه خروج روشن به سالها هرج و مرج سیاسی و اقتصادی منجر شد. اشتباه: برگزاری یک رفراندوم بزرگ برای منافع سیاسی داخلی، بدون پیشبینی نتیجه.
۷. ماری، ملکه اسکاتلند و توطئهها علیه الیزابت اول
ماری نامههای رمزگذاری شدهای نوشت که از ترور الیزابت حمایت میکردند و این نامهها رهگیری شدند. اشتباه: توطئه علیه یک پادشاه قدرتمند با امنیت عملیاتی ضعیف.
۸. امتناع ژاپن از تسلیم (پوتسدام، ۱۹۴۵)
ترجمه مبهم پاسخ ژاپن ("موکوساتسو" - نادیده گرفتن/با سکوت برخورد کردن) توسط ایالات متحده به عنوان رد اولتیماتوم تفسیر شد. اشتباه: ابهام زبانی در دیپلماسی بحران، که به تصمیم بمبارانهای اتمی کمک کرد.
۹. بحران موشکی کوبا (خروشچف، ۱۹۶۲)
اتحاد جماهیر شوروی واکنش ایالات متحده به استقرار موشکها در کوبا را دستکم گرفت. اشتباه: تحریک یک ابرقدرت در حوزه نفوذ خودش، که جهان را به آستانه جنگ هستهای کشاند.
۱۰. ترور آرشیدوک فرانتس فردیناند (۱۹۱۴)
راننده آرشیدوک راه را اشتباه رفت و ماشین را دقیقاً جلوی قاتل، گاوریلو پرینسیپ، متوقف کرد. اشتباه: امنیت سست و خطاهای لجستیکی که جنگ جهانی اول را آغاز کرد.
۱۱. دخالت ایالات متحده در ویتنام
نظریه "دومینو" ایالات متحده را به جنگ چریکی کشاند که به طور متعارف غیرقابل پیروزی بود. اشتباه: عدم درک انگیزه ناسیونالیستی دشمن و حمایت از یک رژیم نامحبوب.
۱۲. "از روی لبهایم بخوانید: بدون مالیات جدید" (جورج اچ. دبلیو. بوش)
قولی که بعداً شکسته شد، به از دست دادن انتخابات کمک کرد. اشتباه: دادن وعدههای مطلق در یک فضای اقتصادی نامطمئن.
۱۳. تقسیم هند و پاکستان (۱۹۴۷)
مرزها با عجله توسط یک وکیل بریتانیایی (سیریل رادکلیف) که هرگز منطقه را ندیده بود، ترسیم شد. اشتباه: ترسیم خودسرانه مرزها بدون در نظر گرفتن واقعیتهای قومی و مذهبی.
۱۴. شکست جامعه ملل
فقدان قدرت اجرایی و غیبت ایالات متحده، این سازمان را در برابر تجاوزات دهه ۱۹۳۰ ناتوان ساخت. اشتباه: ایجاد یک نهاد ایدهآلیستی بدون مکانیسمهای واقعی قدرت.
۱۵. سخنرانی "محور شرارت" (جورج دبلیو. بوش، ۲۰۰۲)
گنجاندن ایران در کنار عراق و کره شمالی به تقویت موقعیت محافظهکاران ایرانی و تسریع برنامه هستهای منجر شد. اشتباه: لفاظی تهاجمی که شرکای احتمالی گفتگو را منزوی کرد.
۱۶. فرانسه هو شی مین را رد میکند (۱۹۱۹ و ۱۹۴۶)
هو شی مین در ابتدا از غرب برای استقلال درخواست حمایت کرد، اما نادیده گرفته شد و او را به سمت کمونیسم سوق داد. اشتباه: نادیده گرفتن آرمانهای ضد استعماری، تبدیل یک ناسیونالیست به دشمن کمونیست.
۱۷. رسوایی واترگیت (نیکسون)
پوشاندن سرقت بدتر از خود عمل بود. اشتباه: پارانویای سیاسی و این باور که رئیسجمهور فراتر از قانون است.
۱۸. هیلاری کلینتون و سرور ایمیل خصوصی
یک تصمیم برای راحتی به موضوعی محوری تبدیل شد که بر کمپین ریاستجمهوری ۲۰۱۶ تأثیر گذاشت. اشتباه: نادیده گرفتن پروتکلهای امنیتی و دستکم گرفتن تأثیر سیاسی.
۱۹. امتناع لویی شانزدهم از اصلاحات (۱۷۸۹)
تردید در پذیرش سلطنت مشروطه به رادیکالیزه شدن انقلاب فرانسه و اعدام او منجر شد. اشتباه: عدم انعطافپذیری در برابر تغییرات اجتماعی اجتنابناپذیر.
۲۰. مصاحبه شاهزاده اندرو (۲۰۱۹)
تلاش فاجعهبار برای پاک کردن تصویر خود در رابطه با رسوایی اپستین. اشتباه: غرور و عدم همدلی، که به کنارهگیری او از زندگی عمومی منجر شد.