وجدانهایی که تاریخ را بازسازی کردند: ۱۰۰ شخصیت برتر و اقدامات شجاعت اخلاقی آنها
این مقاله روایتی از روح انسانی است. شخصیتهای زیر نه تنها به خاطر قدرت سیاسی یا اختراعاتشان انتخاب نشدهاند، بلکه به خاطر لحظهای که تصمیم گرفتند بر اساس یک قطبنمای اخلاقی درونی عمل کنند و بدین ترتیب مسیر تمدن را به طور برگشتناپذیری تغییر دادند.
۱. مهاتما گاندی (۱۸۶۹–۱۹۴۸) – معمار عدم خشونت
گاندی مبارزه برای آزادی را از یک درگیری مسلحانه به نبردی از وجدان تبدیل کرد. او از طریق مفهوم ساتیاگراها (قدرت حقیقت) نشان داد که یک امپراتوری را میتوان با مقاومت مدنی مسالمتآمیز شکست داد. راهپیمایی نمک در سال ۱۹۳۰ اقدام نبوغآمیز او بود: او ۳۸۰ کیلومتر را پیاده طی کرد تا انحصار بریتانیا را به چالش بکشد، صدها میلیون هندی را بسیج کرد و جهان را مجبور ساخت تا بیعدالتی استعمار را ببیند.
۲. مارتین لوتر کینگ جونیور (۱۹۲۹–۱۹۶۸) – صدای برابری
کینگ قلب جنبش حقوق مدنی در ایالات متحده بود. بزرگترین دستاورد او تنها سخنرانی «من یک رویا دارم» نبود، بلکه توانایی او در متقاعد کردن جمعیتی تحت ستم برای مبارزه بدون نفرت بود. او به مدت ۳۸۱ روز تحریم اتوبوسهای مونتگومری را رهبری کرد، هر روز جان خود را به خطر انداخت و موفق شد قانون حقوق مدنی را به تصویب برساند و به جداسازی قانونی در آمریکا پایان دهد.
۳. نلسون ماندلا (۱۹۱۸–۲۰۱۳) – نماد آشتی
پس از ۲۷ سال زندان تحت رژیم وحشیانه آپارتاید، ماندلا نه با میل به انتقام، بلکه با پیامی از بخشش بیرون آمد. او فهمید که یک جنگ داخلی آفریقای جنوبی را نابود خواهد کرد، بنابراین یک انتقال مسالمتآمیز را مذاکره کرد. او به عنوان رئیسجمهور، کمیسیون حقیقت و آشتی را تأسیس کرد، مدلی جهانی برای التیام آسیبهای ملی از طریق رویارویی صادقانه با گذشته.
۴. اسکار شیندلر (۱۹۰۸–۱۹۷۴) – سودی در خدمت زندگی
شیندلر، عضو حزب نازی و فرصتطلب جنگی، زمانی که وحشیگری گتوی کراکوف را دید، دچار تحول اخلاقی رادیکالی شد. او جان خود را به خطر انداخت و تمام ثروت خود را صرف رشوه دادن به مقامات اساس کرد و موفق شد بیش از ۱۲۰۰ یهودی را از لیستهای مرگ خارج کند تا آنها را در کارخانه خود استخدام کند و بدین ترتیب آنها را از اتاقهای گاز نجات دهد.
۵. ایرنا سندلر (۱۹۱۰–۲۰۰۸) – فرشته گتوی ورشو
ایرنا سندلر، مددکار اجتماعی لهستانی، یکی از بزرگترین عملیات نجات کودکان را در طول هولوکاست سازماندهی کرد. او ۲۵۰۰ کودک یهودی را مخفیانه در جعبه ابزار، آمبولانس یا از طریق تونلها از گتو خارج کرد. او نامهای واقعی آنها را در شیشههایی دفن کرد تا بتواند پس از جنگ هویتشان را به آنها بازگرداند، و با وجود شکنجههای وحشیانه گشتاپو، بدون خیانت به شبکه، زنده ماند.
۶. مادر ترزا (۱۹۱۰–۱۹۹۷) – رسول ناخواستگان
او آسایش صومعه را ترک کرد تا در فقیرترین محلههای کلکته زندگی کند. او «مبلغان خیریه» را تأسیس کرد و بر کسانی تمرکز داشت که جامعه آنها را رها کرده بود: در حال مرگ، جذامیان و کودکان رها شده. او «خانه کسانی که با کرامت میمیرند» را ایجاد کرد و به کسانی که هیچکس را نداشتند، آرامش روحی و جسمی بخشید و درک جهانی از شفقت مسیحی را تغییر داد.
۷. آبراهام لینکلن (۱۸۰۹–۱۸۶۵) – رهاییبخش
لینکلن ایالات متحده را از طریق بزرگترین بحران اخلاقی و قانون اساسی: جنگ داخلی، رهبری کرد. دستاورد تاریخی او اعلامیه رهایی بردگان در سال ۱۸۶۳ است که وضعیت حقوقی ۳.۵ میلیون برده را تغییر داد. اگرچه از هر دو طرف مورد انتقاد قرار گرفت، اما او مسیر اخلاقی را به سمت لغو نهایی بردهداری، که با متمم سیزدهم مهر و موم شد، حفظ کرد و جان خود را برای این دیدگاه فدا کرد.
۸. فلورانس نایتینگل (۱۸۲۰–۱۹۱۰) – بنیانگذار پزشکی مدرن
در طول جنگ کریمه، او پیشداوریهای زمان خود را در مورد نقش زن به چالش کشید و بیمارستانهای صحرایی را سازماندهی مجدد کرد. با معرفی استانداردهای دقیق بهداشتی و جمعآوری دادههای آماری، نرخ مرگ و میر را از ۴۲٪ به ۲٪ کاهش داد. او اولین مدرسه سکولار پرستاری در جهان را تأسیس کرد و مراقبت از بیماران را به حرفهای محترم و مبتنی بر علم تبدیل کرد.
۹. آلبرت شوایتزر (۱۸۷۵–۱۹۶۵) – اخلاق احترام به زندگی
شوایتزر، الهیدان، موسیقیدان نابغه و فیلسوف، حرفه اروپایی خود را رها کرد تا در آفریقا پزشک شود. در گابن، او بیمارستانی برای جمعیت محلی ساخت و آن را از طریق کنسرتهای ارگ خود تأمین مالی کرد. فلسفه او، «احترام به زندگی»، معتقد بود که شر هر چیزی است که زندگی را نابود یا مانع آن میشود، دیدگاهی که عمیقاً بر جنبشهای زیستمحیطی و بشردوستانه بعدی تأثیر گذاشت.
۱۰. رزا پارکس (۱۹۱۳–۲۰۰۵) – نافرمانی در سکوت
در سال ۱۹۵۵، در مونتگومری، آلاباما، رزا پارکس از واگذاری صندلی خود در اتوبوس به یک مرد سفیدپوست خودداری کرد و قوانین جداسازی نژادی را نقض کرد. حرکت او تصادفی نبود، بلکه یک عمل مقاومت آگاهانه بود. دستگیری او تحریم ۳۸۱ روزه را آغاز کرد که مبنای قانونی برای لغو جداسازی نژادی در سراسر ایالات متحده را فراهم آورد و قدرت یک فرد را برای مسدود کردن یک سیستم ستمگرانه نشان داد.
۱۱. ملاله یوسفزی (متولد ۱۹۹۷) – مبارزه برای آموزش
در سن ۱۵ سالگی، توسط طالبان به خاطر مبارزه برای حق تحصیل دختران در پاکستان، از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفت. او زنده ماند و جوانترین برنده جایزه صلح نوبل شد. دستاورد او جهانیسازی مبارزه برای آموزش است، که نشان میدهد صدای یک کودک میتواند قویتر از سلاحهای یک دیکتاتوری مذهبی باشد.
۱۲. سوفی شول (۱۹۲۱–۱۹۴۳) – وجدان علیه نازیسم
سوفی شول، دانشجوی دانشگاه مونیخ، هسته اصلی گروه «رز سفید» بود. در آلمانی که تحت سلطه ترس بود، او اعلامیههایی را چاپ و توزیع کرد که جنایات رژیم هیتلری را محکوم میکرد. او در ۲۱ سالگی با گیوتین اعدام شد و از عذرخواهی برای اعتقاداتش خودداری کرد و به نماد مقاومت اخلاقی داخلی در برابر تمامیتخواهی تبدیل شد.
۱۳. آندری ساخاروف (۱۹۲۱–۱۹۸۹) – از بمب هیدروژنی تا حقوق بشر
فیزیکدانی که بمب هیدروژنی را برای اتحاد جماهیر شوروی ساخت، دچار بیداری وجدان شد و خطر آخرالزمانی سلاحهای هستهای را درک کرد. او به برجستهترین مخالف شوروی تبدیل شد و برای خلع سلاح و آزادی فکری مبارزه کرد. در تبعید و تحت تعقیب، او رژیم شوروی را مجبور کرد تا این ایده را بپذیرد که امنیت بینالمللی به رعایت حقوق بشر بستگی دارد.
۱۴. هنری دونان (۱۸۲۸–۱۹۱۰) – پدر صلیب سرخ
پس از مشاهده رنج وحشتناک سربازان زخمی در نبرد سولفرینو، دونان «خاطرهای از سولفرینو» را نوشت و پیشنهاد ایجاد جوامع کمک داوطلبانه و یک معاهده بینالمللی برای حفاظت از مجروحان را داد. نتیجه آن تأسیس صلیب سرخ و امضای اولین کنوانسیون ژنو بود که پایههای حقوق بینالملل بشردوستانه مدرن را بنا نهاد.
۱۵. واتسلاو هاول (۱۹۳۶–۲۰۱۱) – انقلاب مخملی
هاول، نمایشنامهنویس و مخالف چکسلواکی، «قدرت بیقدرتان» را نظریهپردازی کرد و توضیح داد که چگونه یک رژیم تمامیتخواه بر پذیرش ضمنی دروغ توسط شهروندان استوار است. او با امضای منشور ۷۷ و رهبری انقلاب مخملی، نشان داد که یک رژیم تا دندان مسلح میتواند با صرف امتناع شهروندان از زندگی در دروغ، سرنگون شود.
۱۶. هریت تابمن (۱۸۲۲–۱۹۱۳) – رهبر به سوی آزادی
هریت تابمن، متولد بردگی، فرار کرد و ۱۳ بار به جنوب خطرناک بازگشت تا بیش از ۷۰ نفر را از طریق شبکه مخفی «راهآهن زیرزمینی» آزاد کند. در طول جنگ داخلی، او به عنوان جاسوس و پیشاهنگ خدمت کرد و اولین زن در تاریخ ایالات متحده بود که یک حمله مسلحانه را رهبری کرد و بیش از ۷۰۰ برده را در یک مأموریت آزاد کرد.
۱۷. یانوش کورچاک (۱۸۷۸–۱۹۴۲) – معلم فداکاری
یانوش کورچاک، پزشک و نویسنده لهستانی، با رفتار با کودکان به عنوان انسانهایی با حقوق کامل، آموزش و پرورش را متحول کرد. در گتوی ورشو، او یک یتیمخانه برای کودکان یهودی اداره میکرد. اگرچه به او فرصت فرار از تبعید داده شد، اما او انتخاب کرد که با کودکانش در قطارهای مرگ به سمت تربلینکا برود و دست آنها را تا ورود به اتاق گاز گرفت تا ترسشان را تسکین دهد.
۱۸. ویلیام ویلبرفورس (۱۷۵۹–۱۸۳۳) – دشمن تجارت برده
ویلبرفورس به مدت ۲۰ سال، مبارزهای پارلمانی طاقتفرسا را در بریتانیا برای ممنوعیت تجارت بردهداری فراآتلانتیکی رهبری کرد. او شواهد تکاندهندهای درباره شرایط کشتیها ارائه داد و افکار عمومی را از طریق تحریم شکر تولید شده توسط بردگان بسیج کرد. او تنها سه روز پس از رأی پارلمان به لغو نهایی بردهداری در سراسر امپراتوری بریتانیا درگذشت.
۱۹. دیتریش بونهوفر (۱۹۰۶–۱۹۴۵) – مقاومت مسیحی
دیتریش بونهوفر، کشیش لوتری که از پذیرش تبعیت کلیسا از ایدئولوژی نازی خودداری کرد. او معتقد بود که مسیحی بودن به معنای مبارزه با استبداد است. او در توطئههای ترور هیتلر شرکت کرد و استدلال میکرد که اگر یک دیوانه ماشینی را به سمت گروهی از مردم میراند، وظیفه تنها مراقبت از قربانیان نیست، بلکه متوقف کردن ماشین است. او درست قبل از پایان جنگ اعدام شد.
۲۰. راشل کارسون (۱۹۰۷–۱۹۶۴) – مادر بومشناسی مدرن
راشل کارسون، زیستشناس دریایی، کتاب «بهار خاموش» را نوشت، کتابی که اثرات مخرب آفتکشها (DDT) بر پرندگان و اکوسیستمها را افشا کرد. او با حملات شدید صنعت شیمیایی که سعی در بیاعتبار کردن او داشت، روبرو شد. کار او منجر به ممنوعیت DDT و تولد جنبش جهانی محیط زیست و آژانس حفاظت از محیط زیست در ایالات متحده شد.
شخصیتهای ۲۱–۱۰۰ (خلاصه تفصیلی دستاوردها)
- لخ والسا – رهبر اتحادیه کارگری همبستگی، اولین مقاومت کارگری گسترده را در بلوک کمونیستی سازماندهی کرد که قابل سرکوب نبود و دموکراتیزه شدن لهستان را مجبور ساخت.
- نیکلاس وینتون – ۶۶۹ کودک یهودی را از پراگ با سازماندهی قطارها به سمت بریتانیا در آستانه جنگ نجات داد و راز عمل خود را به مدت ۵۰ سال حفظ کرد.
- چیونه سوگیهارا – دیپلمات ژاپنی در لیتوانی که هزاران ویزای ترانزیت برای یهودیان صادر کرد، ۱۸ ساعت در روز به صورت دستی برای آنها مینوشت و دستورات رسمی توکیو را نادیده گرفت.
- آریستیدس د سوسا مندس – دیپلمات پرتغالی در بوردو که در سال ۱۹۴۰، ۳۰,۰۰۰ پناهنده (از جمله ۱۰,۰۰۰ یهودی) را نجات داد و بعدها توسط رژیم سالازار اخراج و در فقر رها شد.
- ویتولد پیلتسکی – افسر لهستانی که داوطلبانه خود را به اسارت داد تا به آشویتس فرستاده شود. در آنجا مقاومت داخلی را سازماندهی کرد و اولین گزارشهای مفصل درباره هولوکاست را به متفقین فرستاد.
- ویکتور فرانکل – روانپزشک بازمانده از اردوگاههای نازی، لوگوتراپی را ایجاد کرد و نشان داد که نیروی انگیزشی اصلی انسان، جستجوی معناست، حتی در رنج شدید.
- دزموند توتو – اسقف اعظم آفریقای جنوبی که از منبر برای محکوم کردن آپارتاید استفاده کرد و ریاست کمیسیون حقیقت را بر عهده داشت و مفهوم اوبونتو (انسانیت از طریق دیگران) را ترویج داد.
- وانگاری مااتای – جنبش «کمربند سبز» را در کنیا تأسیس کرد، ۳۰ میلیون درخت کاشت و حفاظت از محیط زیست را به حقوق زنان و دموکراسی پیوند داد.
- النور روزولت – نقش بانوی اول را به یک فعال سیاسی تبدیل کرد. او نیروی محرکه پشت اعلامیه جهانی حقوق بشر در سازمان ملل در سال ۱۹۴۸ بود.
- سیدارتا گوتاما (بودا) – امتیازات سلطنتی را رها کرد تا راهی برای پایان دادن به رنج انسانی بیابد و پایههای فلسفهای از شفقت و بیتعلق را بنا نهاد که میلیاردها نفر را هدایت میکند.
- عیسی ناصری – پیام او از عشق به دشمنان و اولویت دادن به فقرا و حاشیهنشینان، ساختار اخلاقی تمدن غرب را برای دو هزاره بازتعریف کرد.
- سقراط – مرگ با سم را به جای دست کشیدن از آزادی طرح سوالات ناخوشایند انتخاب کرد و استاندارد یکپارچگی فکری را در فلسفه بنا نهاد.
- کنفوسیوس – سیستمی اخلاقی مبتنی بر فضیلت، احترام خانوادگی و مسئولیت اجتماعی ایجاد کرد که ثبات اخلاقی آسیای شرقی را برای ۲۵۰۰ سال تضمین کرد.
- مارکوس اورلیوس – آخرین از «پنج امپراتور خوب» روم، از طریق «تأملات» راهنمایی را به جا گذاشت که چگونه با وجود قدرت مطلق، انسانی با وجدان پاک و وظیفه اخلاقی باقی بمانیم.
- فرانسیس آسیزی – ثروت را برای زندگی در فقر رادیکال و برادری با طبیعت رها کرد و معنویت قرون وسطی را از طریق فروتنی و عشق به همه موجودات اصلاح کرد.
- جین آدامز – بنیانگذار هال هاوس در شیکاگو، مددکاری اجتماعی مدرن را ابداع کرد و برای صلح جهانی مبارزه کرد و اولین زن آمریکایی بود که جایزه صلح نوبل را دریافت کرد.
- هلن کلر – با وجود ناشنوایی و نابینایی، ارتباط برقرار کردن را آموخت و به یک فعال رادیکال برای حقوق افراد دارای معلولیت، طرفدار حق رأی زنان و مخالف جنگ تبدیل شد.
- سزار چاوز – کارگران کشاورزی استثمار شده در ایالات متحده را در اتحادیهها سازماندهی کرد و از اعتصاب غذا و راهپیماییهای بدون خشونت برای دستیابی به دستمزدهای مناسب و شرایط انسانی استفاده کرد.
- هاروی میلک – اولین سیاستمدار مهم آمریکایی که علناً همجنسگرا بودن خود را اعلام کرد، به جامعه LGBTQ+ امید بخشید و قبل از ترور شدن برای حقوق اقلیتها مبارزه کرد.
- اسکار رومرو – اسقف اعظم در السالوادور، در حین برگزاری مراسم عشای ربانی ترور شد زیرا از سربازان خواسته بود که دیگر از دستورات شکنجه و کشتار دهقانان اطاعت نکنند.
- آلبرت اینشتین – فراتر از فیزیک، یک صلحطلب مبارز بود. او علیه گسترش هستهای (که ناخواسته آن را آغاز کرده بود) استدلال کرد و از حکومت جهانی برای جلوگیری از جنگها حمایت کرد.
- ماری کوری – از ثبت اختراع روشهای جداسازی رادیوم خودداری کرد تا کل جامعه علمی بتوانند درمانهای سرطان را تحقیق کنند و پیشرفت انسانی را بر سود اولویت داد.
- جان مویر – طبیعتشناسی که دولت ایالات متحده را متقاعد کرد تا اولین پارک ملی (یوسمیتی) را ایجاد کند و پایههای حفاظت از محیط زیست را به عنوان یک وظیفه اخلاقی در قبال نسلهای آینده بنا نهاد.
- فردریک داگلاس – برده سابق که به بزرگترین سخنور ضد بردهداری تبدیل شد، با هوش خود نشان داد که نظریه فرودستی نژادی دروغی مناسب برای ستمگران بود.
- سوزان بی. آنتونی – در سال ۱۸۷۲ به دلیل رأی دادن غیرقانونی دستگیر شد و محاکمه خود را به یک پلتفرم ملی تبدیل کرد که دستیابی به حق رأی برای زنان را تسریع بخشید.
- آلیس واکر – نویسندهای که آسیبهای بین نسلی زنان رنگینپوست را افشا کرد و «زنگرایی» را به عنوان شکلی از شفای اجتماعی و معنوی ترویج داد.
- مایا آنجلو – کودکیای را که با سوءاستفاده و سکوت اجباری مشخص شده بود، به اثری ادبی تبدیل کرد که تابآوری و کرامت روح انسانی را جشن میگیرد.
- جیمز بالدوین – روانشناسی نژادپرستی در آمریکا را با دقت جراحی تحلیل کرد و هشدار داد که نفرت از دیگری در وهله اول روح ستمگر را نابود میکند.
- تنزین گیاتسو (دالایی لاما) – مقاومت معنوی تبت را در تبعید حفظ میکند و شفقت جهانی را به عنوان تنها راهحل برای درگیریهای ژئوپلیتیکی ترویج میدهد.
- تیچ نات هان – راهب بودایی ویتنامی، «ذهنآگاهی» و صلح را در طول جنگ در کشورش موعظه کرد و MLK را تحت تأثیر قرار داد تا علناً با جنگ ویتنام مخالفت کند.
- بی. آر. آمبدکار – پدر قانون اساسی هند، برای رهایی «نجسها» (دالیتها) مبارزه کرد و موفق شد تبعیض مبتنی بر کاست را غیرقانونی اعلام کند.
- آنگ سان سو چی – ۱۵ سال را در حبس خانگی برای دموکراسی در میانمار گذراند و به نمادی از مقاومت بدون خشونت تبدیل شد.
- میخائیل گورباچف – انتخاب کرد که از نیروی نظامی برای متوقف کردن انقلابهای اروپای شرقی در سال ۱۹۸۹ استفاده نکند و اجازه داد تا پرده آهنین به طور مسالمتآمیز فرو بریزد و جنگ سرد پایان یابد.
- پاپ ژان پل دوم – نقش اخلاقی حیاتی در فروپاشی کمونیسم در لهستان ایفا کرد و گفتگوی بین ادیان را ترویج داد.
- ریگوبرتا منچو – جنایات علیه جمعیت بومی مایا در گواتمالا را در طول جنگ داخلی افشا کرد و به صدایی جهانی برای حقوق بومیان تبدیل شد.
- برتراند راسل – فیلسوف و منطقدان که نقش «وجدان جهان» را بر عهده گرفت و علیه جنگ و امپریالیسم مبارزه کرد.
- نوام چامسکی – ساختارهای تبلیغاتی دولتهای مدرن را برچید و نشان داد که چگونه رضایت مردم از طریق دستکاری اطلاعات ساخته میشود.
- هانا آرنت – تمامیتخواهی و «ابتذال شر» را تحلیل کرد و نشان داد که چگونه افراد عادی میتوانند جنایات وحشتناکی را مرتکب شوند وقتی از تفکر انتقادی دست میکشند.
- سیمون ویل – فیلسوفی که در همبستگی شدید با کارگران و ستمدیدگان زندگی کرد.
- آلبر کامو – درباره مقاومت اخلاقی در برابر پوچی وجود نوشت و فعالانه در مقاومت فرانسه مبارزه کرد.
- محمد علی – سالهای اوج حرفه خود را فدا کرد و با رد خدمت سربازی در ویتنام به دلایل وجدان مذهبی و سیاسی، خطر زندان را به جان خرید.
- جکی رابینسون – اولین بازیکن سیاهپوست در لیگ برتر بیسبال، سوءاستفادههای نژادی غیرقابل تصوری را بدون واکنش فیزیکی تحمل کرد.
- جسی اوونز – اسطوره برتری آریایی را در المپیک برلین (۱۹۳۶) زیر چشمان هیتلر در هم شکست.
- جین گودال – نشان داد که حیوانات احساسات و شخصیت دارند و بشریت را مجبور کرد تا جایگاه خود را در طبیعت بازنگری کند.
- دیوید اتنبرو – از طریق مستندهای خود، میلیاردها نفر را عاشق طبیعت کرد و فوریت نجات سیاره را درک کردند.
- گرتا تونبرگ – جنبشی جهانی از جوانان را آغاز کرد و از رهبران جهان خواست تا فوراً علیه تغییرات اقلیمی اقدام کنند.
- ادوارد اسنودن – افشاگر که نظارت غیرقانونی گسترده بر شهروندان را فاش کرد و حق حریم خصوصی را بر امنیت دولتی اولویت داد.
- دانیل السبرگ – اسناد پنتاگون را فاش کرد و نشان داد که دولت ایالات متحده در مورد جنگ ویتنام به مردم دروغ گفته است.
- هیو تامپسون جونیور – خلبان هلیکوپتر آمریکایی که کشتار مای لای در ویتنام را متوقف کرد و به توپچیهای خود دستور داد در صورت ادامه کشتار غیرنظامیان توسط نیروهای خودی، به آنها شلیک کنند.
- پیتر سینگر – فیلسوفی که اثرش «آزادی حیوانات» پایههای جنبش مدرن حقوق حیوانات را بنا نهاد.
- تونی موریسون – حافظه تاریخی بردهداری را از طریق ادبیات بازگرداند و به کسانی که به وضعیت اشیاء تقلیل یافته بودند، صدایی عمیقاً انسانی بخشید.
- چینوآ آچهبه – «چیزها از هم میپاشند» را نوشت، اولین اثر بزرگ که استعمار را از دیدگاه آفریقایی ارائه داد.
- ووله سوینکا – اولین برنده نوبل آفریقایی، به دلیل تلاش برای جلوگیری از جنگ داخلی در نیجریه زندانی شد.
- گابریل گارسیا مارکز – از «رئالیسم جادویی» برای افشای تاریخ خشونت و فراموشی آمریکای لاتین استفاده کرد.
- لئو تولستوی – مسیحیتی آنارشیستی و بدون خشونت را ترویج داد و مستقیماً گاندی و رهبران آینده مقاومت مدنی را تحت تأثیر قرار داد.
- هنری دیوید ثورو – «والدن» و «نافرمانی مدنی» را نوشت و وظیفه اخلاقی امتناع از همکاری با یک دولت ناعادلانه را تأیید کرد.
- باروخ اسپینوزا – به دلیل حمایت از آزادی اندیشه و دیدگاهی همهخدایی نسبت به جهان، تکفیر شد.
- ولتر – علیه تعصب مذهبی مبارزه کرد و از قربانیان خطاهای قضایی دفاع کرد.
- جان لاک – استدلال کرد که دولتها تنها با رضایت حکومتشوندگان وجود دارند و مردم حقوق طبیعی به زندگی و آزادی دارند.
- ایمانوئل کانت – اصل اخلاقی را بنا نهاد که هیچ انسانی نباید به عنوان وسیلهای استفاده شود، بلکه باید به عنوان یک هدف فینفسه رفتار شود.
- سورن کیرکگور – بر اهمیت انتخاب فردی و اصالت در برابر همرنگی با جماعت تأکید کرد.
- جان استوارت میل – از آزادی فردی در برابر «استبداد اکثریت» دفاع کرد و برای حقوق زنان مبارزه کرد.
- مری ولستونکرافت – در سال ۱۷۹۲، «توجیه حقوق زن» را نوشت و بر ضرورت آموزش برابر استدلال کرد.
- سوجورنر تروث – برده سابق، که به نمادی از مبارزه دوگانه برای حقوق زنان و سیاهپوستان تبدیل شد.
- کلارا بارتون – بنیانگذار صلیب سرخ آمریکا، کمکهای پزشکی را در میدان نبرد بدون توجه به جناحها ارائه داد.
- رائول والنبرگ – دیپلمات سوئدی که دهها هزار یهودی را در مجارستان با صدور گذرنامههای حفاظتی نجات داد.
- دوروتی دی – جنبش کارگر کاتولیک را تأسیس کرد و در همبستگی با حاشیهنشینان زندگی کرد.
- توماس مرتون – راهب تراپیست که گفتگوی بین عرفان مسیحی و شرقی را ترویج داد و صدایی برای صلح بود.
- اسکار رومرو – کمک نظامی ایالات متحده به السالوادور را محکوم کرد و از سربازان خواست که به قانون خدا گوش دهند: «قتل نکنید».
- پاپ فرانسیس – دایرةالمعارف «لاوداتو سی» را منتشر کرد و الهیات را رسماً به مسئولیت اخلاقی در قبال سیاره پیوند داد.
- کن سارو-ویوا – نویسنده نیجریهای که به دلیل مبارزه علیه تخریب محیط زیست توسط شرکتهای نفتی اعدام شد.
- چیکو مندس – رهبر اتحادیه کارگری برزیلی که به دلیل مبارزه برای نجات جنگلهای آمازون ترور شد.
- جیمز هانسن – دانشمند ناسا که حرفه خود را به خطر انداخت تا کنگره ایالات متحده را از گرمایش جهانی از سال ۱۹۸۸ آگاه کند.
- راشل کارسون – در حالی که «بهار خاموش» را مینوشت، با سرطان مبارزه کرد و موفق شد تاریخ حفاظت از محیط زیست را تغییر دهد.
- استیون هاوکینگ – نشان داد که ناتوانی جسمی شدید نمیتواند وجدان و نبوغ انسانی را محدود کند.
- نادژدا ماندلشتام – میراث ادبی همسرش را که توسط استالین اعدام شده بود، با حفظ هزاران شعر ممنوعه نجات داد.
- آن فرانک – از طریق دفتر خاطرات خود، چهره انسانی قربانی هولوکاست را به جهان ارائه داد و به ما درباره قدرت امید آموخت.
- هوارد زین – مورخی که روایت تاریخی را بازتعادل بخشید و از دیدگاه حاشیهنشینان نوشت.
- ویلیام لوید گریسون – الغاگرای رادیکالی که زندگی خود را وقف نابودی بردهداری کرد.
- مرد تانک (Tank Man) – نماد ناشناس وجدان فردی باقی میماند: کسی که به تنهایی ستونی از تانکها را در میدان تیانآنمن متوقف کرد.