۲۰ اشتباه بزرگ اقتصادی در تاریخ جهان
تاریخ اقتصاد جهان با لحظاتی همراه است که تصمیمات به ظاهر منطقی در آن زمان، فاجعهبار از آب درآمدند. در اینجا تحلیلی از ۲۰ اشتباه بزرگ اقتصادی، از حبابهای سوداگرانه گرفته تا سیاستهای دولتی معیوب، ارائه شده است.
۱. جنون گل لاله (هلند، ۱۶۳۷)
اولین حباب بزرگ سوداگرانه در تاریخ. سرمایهگذاران برای یک پیاز گل لاله به اندازه قیمت یک خانه پرداخت میکردند. اشتباه در قضاوت، اشتباه گرفتن کمیابی با ارزش ذاتی بود که منجر به فروپاشی و ورشکستگی هزاران خانواده شد.
۲. طرح میسیسیپی (فرانسه، ۱۷۲۰)
جان لاو فرانسه را متقاعد کرد که پول کاغذی با پشتوانه ثروتهای (در آن زمان ناموجود) لوئیزیانا منتشر کند. اشتباه، گسترش حجم پول بدون داراییهای واقعی بود که منجر به ابرتورم و ورشکستگی دولتی شد.
۳. حباب "دریای جنوب" (بریتانیا، ۱۷۲۰)
شرکت دریای جنوب بدهی عمومی انگلستان را در ازای انحصار تجاری با آمریکای جنوبی بر عهده گرفت. اگرچه این شرکت فعالیت سودآور واقعی نداشت، سهام آن به شدت افزایش یافت. اشتباه: سفتهبازی بر اساس ارتباطات سیاسی، نه سودهای تجاری.
۴. حفظ استاندارد طلا در طول رکود بزرگ (۱۹۲۹)
به جای تزریق نقدینگی، بانکهای مرکزی برای دفاع از قابلیت تبدیل به طلا، شیر را بستند. این سختگیری پولی یک رکود عادی را به یک بحران جهانی یک دههای تبدیل کرد.
۵. قانون تعرفه اسموت-هاولی (ایالات متحده، ۱۹۳۰)
برای حمایت از کشاورزان آمریکایی، ایالات متحده تعرفههای گمرکی را به سطوح بیسابقهای افزایش داد. نتیجه یک جنگ تجاری جهانی بود که تجارت بینالمللی را ۶۶ درصد کاهش داد. اشتباه: حمایتگرایی تهاجمی در یک اقتصاد جهانی به هم پیوسته.
۶. ابرتورم در جمهوری وایمار (آلمان، ۱۹۲۳)
دولت تصمیم گرفت برای پرداخت غرامتهای جنگی و حقوق کارگران اعتصابی پول چاپ کند. اشتباه در قضاوت: این باور که میتوان بدهیهای واقعی را با کاهش ارزش پول حل کرد، که به طور کامل پساندازهای طبقه متوسط را از بین برد.
۷. جهش بزرگ رو به جلو (چین، ۱۹۵۸-۱۹۶۲)
مائو زدونگ به زور جمعیسازی و صنعتیسازی روستایی را یک شبه تحمیل کرد. نادیده گرفتن قوانین اساسی اقتصادی و انگیزههای فردی منجر به بزرگترین قحطی در تاریخ شد. اشتباه: برنامهریزی متمرکز آرمانگرایانه در مقابل واقعیت کشاورزی.
۸. بحران نفتی ۱۹۷۳
وابستگی کامل غرب به نفت ارزان خاورمیانه توسط اوپک به عنوان یک سلاح سیاسی مورد بهرهبرداری قرار گرفت. اشتباه: عدم تنوعبخشی انرژی و نادیده گرفتن خطرات ژئوپلیتیکی در زنجیرههای تامین.
۹. چهارشنبه سیاه (بریتانیا، ۱۹۹۲)
دولت بریتانیا تلاش کرد تا پوند استرلینگ را به طور مصنوعی در یک محدوده نرخ ارز ثابت در برابر مارک آلمان حفظ کند. جورج سوروس علیه پوند شرطبندی کرد و دولت میلیاردها دلار را در تلاش برای غلبه بر بازار از دست داد. اشتباه: دفاع از یک نرخ ارز غیرواقعی.
۱۰. حباب داتکام (جهانی، ۲۰۰۰)
سرمایهگذاران میلیاردها دلار را به شرکتهای اینترنتی که هیچ برنامه سودآوری نداشتند، تنها بر اساس تعداد بازدیدکنندگان ("چشمها") پمپاژ کردند. اشتباه: کنار گذاشتن معیارهای مالی سنتی به نفع "اقتصاد جدید".
۱۱. بحران وامهای سابپریم (ایالات متحده، ۲۰۰۸)
بانکها به افرادی که توانایی پرداخت نداشتند، وامهای رهنی اعطا کردند و این بدهیها را در محصولات مالی پیچیده با برچسب "ایمن" بستهبندی کردند. اشتباه: دست کم گرفتن ریسک سیستمی و اعتماد کورکورانه به مدلهای ریاضی ریسک.
۱۲. "دهه از دست رفته" ژاپن (دهه ۹۰)
پس از ترکیدن حباب املاک، مقامات ژاپنی در پاکسازی سیستم بانکی از "وامهای غیرقابل وصول" تردید کردند. اشتباه: زنده نگه داشتن شرکتهای "زامبی" که منجر به رکود اقتصادی ۳۰ ساله شد.
۱۳. نفرین منابع (ونزوئلا، حال حاضر)
ونزوئلا، با داشتن بزرگترین ذخایر نفتی جهان، در تنوعبخشی اقتصاد خود شکست خورد. وابستگی کامل به قیمت نفت و سیاستهای سوسیالیستی ورشکسته منجر به فروپاشی شد. اشتباه: نادیده گرفتن اصول اساسی اقتصاد کلان.
۱۴. تثبیت قیمتها (اتحاد جماهیر شوروی، ۱۹۲۲-۱۹۹۱)
سیستم شوروی قیمتها را به صورت اداری تعیین میکرد و تقاضا و عرضه را نادیده میگرفت. نتیجه کمبود مزمن و تخصیص ناکارآمد منابع بود. اشتباه: تلاش برای سرکوب مکانیسمهای طبیعی بازار.
۱۵. خصوصیسازی با "کوپن" (روسیه، دهه ۹۰)
تلاش برای تبدیل سریع روسیه به یک اقتصاد بازار به الیگارشها اجازه داد تا داراییهای دولتی را به هیچ قیمت تصاحب کنند. اشتباه: عدم وجود یک چارچوب قانونی محکم قبل از خصوصیسازی گسترده.
۱۶. پذیرش یورو بدون اتحادیه مالی (یونان، بحران ۲۰۰۹)
یونان بدون داشتن اقتصادی رقابتی وارد منطقه یورو شد و از وامهای ارزانقیمتی بهرهمند شد که قادر به بازپرداخت آنها نبود. اشتباه: ادغام پولی بدون ادغام مالی و اقتصادی واقعی.
۱۷. سیاست "تک فرزندی" (چین، ۱۹۷۹-۲۰۱۵)
اگرچه رشد جمعیت را کند کرد، اما یک فاجعه جمعیتی بلندمدت (جمعیت سالخورده، کمبود نیروی کار) ایجاد کرد. اشتباه: مداخله بیرحمانه در جمعیتشناسی بدون پیشبینی پیامدهای اقتصادی بلندمدت.
۱۸. فروش طلای بریتانیا (گوردون براون، ۱۹۹۹-۲۰۰۲)
بریتانیا بیش از نیمی از ذخایر طلای خود را با حداقل قیمت تاریخی فروخت. طلا متعاقباً ۵ برابر افزایش یافت. اشتباه: زمانبندی فاجعهبار و سیگنال دادن به بازار در مورد نیتها.
۱۹. آزمایش اقتصادی زیمبابوه (دهه ۲۰۰۰)
مصادره مزارع تولیدی متعلق به سفیدپوستان منجر به فروپاشی کشاورزی و ابرتورم میلیاردی شد. اشتباه: نابودی پایه تولیدی کشور به دلایل سیاسی.
۲۰. بحران گل لاله کریپتو؟ (حال حاضر - بحث)
بسیاری از اقتصاددانان نوسانات ارزهای دیجیتال و NFTها را با جنون گل لاله مقایسه میکنند. باید دید که آیا این یک انقلاب است یا یک اشتباه تاریخی در قضاوت ارزش. اشتباه احتمالی: سفتهبازی محض بر روی داراییهای دیجیتال بدون مقررات.